بومگردی در ایران طی سالهای اخیر به یکی از واژههای پرکاربرد گردشگری تبدیل شده است، اما افزایش تعداد اقامتگاهها بهتنهایی نشانه موفقیت نیست. پرسش اصلی این است که چه میزان از درآمد سفر در همان روستا باقی میماند و چه اندازه از فشار گردشگری بر آب، زمین و فرهنگ محلی مدیریت میشود.
در گفتوگوهای اخیر حوزه گردشگری، بومگردی بهعنوان ابزاری برای احیای روستا و حتی تقویت مهاجرت معکوس مطرح شده است. همزمان، سیاستهای گردشگری ۱۴۰۵ بر مدیریت هوشمند و فعالسازی ظرفیتهای تاریخی، طبیعی، روستایی و سلامت تأکید دارند.
اما یک روستا زمانی از گردشگری سود واقعی میبرد که زنجیره درآمد محلی شکل بگیرد: خرید خوراک از تولیدکننده همان منطقه، بهکارگیری راهنمای محلی، فروش مستقیم صنایع دستی و مشارکت ساکنان در تصمیمگیری.
در مقابل، رشد بیبرنامه میتواند قیمت زمین را بالا ببرد، مصرف آب را افزایش دهد و معماری بومی را به دکور تبدیل کند.
برای آینده بومگردی ایران، شاید شاخص موفقیت نباید فقط «تعداد مسافر» باشد. سهم خانوارهای محلی از درآمد، میزان پسماند، مصرف آب و حفظ معماری میتوانند معیارهای دقیقتری باشند.
بومگردی در دوراهی رشد و فرسایش؛ روستا چگونه از گردشگری سود واقعی میبرد؟
واکنش شما به این پست سه رچاوه:



