مسایل و مباحث سیاسی و تاریخی پیرامون ”کُردها“[1] در خاورمیانه در خلال قرن اخیر به صورت کل و مشخصاً در چند سال گذشته از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است. این جایگاه چه از حیث ژئوپولتیک و چه از بُعد علمی-دانشگاهی زمینه ای برای تولید ادبیات نظری و پژوهشی وسیع دربارۀ کُردها فراهم آورده است. با این حال، علیرغم تلاشهای گوناگون برای فهم جامعه و فرهنگ کُردستان، روایت هایی گوناگون و گاه متناقض از واقعیت های درون این فرهنگ عرضه شده که فهم آن را از جایگاه موضوعی صرفاً علمی به عرصه ای برای نبرد روایت ها ارتقا داده که خود بر پیچیدگی و ابهامهای مرتبط با فرهنگ و جامعه در کُردستان افزوده است. بدین ترتیب، گسترۀ تاریخ و فرهنگ کُردستان عمدتاً به مسایل سیاسی و قومی کاهش یافته است. این امر، نه تنها اهمیت مطالعات فرهنگی و اجتماعی را به حاشیه رانده، بلکه در بسیاری موارد تحقیقات علمی را نیز با نارسایی های نظری و روش شناختی مواجه ساخته است.
مقالۀ حاضر تأکید دارد که فرهنگ کُردها، مانند بسیاری از فرهنگ های دیگر، علیرغم شباهت های فرهنگی و تاریخی انکارناپذیر، از تنوع و گوناگونی چشمگیری نیز برخوردار است؛ تنوع مذکور از سویی به فرآیندهای تغییر اجتماعی در درون خود جامعۀ کُردستان و از سوی دیگر به ارتباط تاریخی و فرهنگی کُردهای هر بخش با دولت و فرهنگ اقلیمی خاص آن برمی گردد. ماهیت و شیوۀ این ارتباط هر چه باشد، تأثیرات ریز و درشت تاریخی آن را بر آنچه امروزه در عرصۀ فرهنگ و سیاست در بین کُردها میگذرد نمیتوان از نظر دور داشت. بر این اساس، تحلیل مسایل کنونی کُردها نه تنها باید تنوع فرهنگی بین آنها را در نظر داشته باشد، بلکه باید تبادل فرهنگی کُردها و فرهنگهای اقلیمی را نیز در نظر بگیرد. مطالعۀ کنونی تأثیرات هر دو عامل تغییرات درونزاد جامعۀ کُردستان و پیامدهای تبادلات فرهنگی جامعۀ کُرد با فرهنگ ها و دولت های اقلیمی را به تصویر کشیده است.
این مقاله در نظر دارد با اهدافی چند بر کُردستان ایران متمرکز شود. نخست، گزارشی نسبتاً جامع از وضعیت مطالعات کُردشناختی در ایران از حیث موضوع، دامنه و نیز مشارکت نویسندگان کُردزبان و غیرکُردزبان به دست میدهد.[2] دوم، با بررسی منابع و نویسندگانی که در این زمینه قلم فرسایی کرده اند، تنوع موضوعی، رویکردهای نظری، رهیافت های روش شناختی و تا حد امکان گفتمان های حاکم بر مطالعات کُردشناختی را در ایران مشخص می سازد. سوم، مقالۀ حاضر می تواند زمینهای هر چند محدود از حیث منبع شناسی برای محققان و علاقهمندان به مطالعات کُردشناسی در ایران به دست دهد. چهارم و در نهایت، از آنجا که مطالعات ایرانشناختی بدون مطالعۀ ملل و فرهنگ های حاضر در جغرافیای آن ناممکن است، مقالۀ حاضر می تواند سهمی هر چند اندک در پربارشدن مطالعات ایرانشناسی داشته باشد.
در این مقاله استدلال می شود که هر چند مطالعات کُردشناسی محصول تلاش های محققان و نویسندگان متعددی است که هر یک به شیوهای در فهم جامعه و فرهنگ کُردها نقش داشته اند، اما این تلاش ها همزمان موجب برساخت روایت ها و تصویرسازی های خاصی از آن نیز شده اند. بدین ترتیب، از دریچۀ هر یک از مطالعات یا نویسندگان میتوان به تصویری متمایز از کُرد یا کُردستان دست یافت. به عبارت دیگر، مطالعات کُردشناختی نه تنها با واقعیت های فرهنگی و سیاسی، بلکه با بازنمایی های چندگانه و گاه متناقض از آن نیز گره خورده است. کُرد و کُردستان در هر کدام از این گفتمان ها یا نوشته ها در اشکال و سطوحی متفاوت رسمیت می یابند. هر کدام از آنها بنا به خصلت گفتمان عناصری خاص را برجسته تر و عناصری را مکتوم می سازند. از این رو، شیوۀ بازنمایی سوژۀ مورد نظر -در اینجا کُرد و کُردستان- را تعیین می کند. بر این اساس، پرسشهایی از این دست قابل طرحاند: مطالعات کُردشناسی در ایران در چارچوب چه گفتمانهایی صورت گرفته اند؟ گفتمان حاکم یا گفتمانهای رقیب در این زمینه کداماند؟ حدود و ثغور جغرافیای سرزمینی و نظری در مطالعات کُردشناسی در ایران کجاست؟ مطالعات کُردشناسی در ایران عمدتاً بر چه نواحی یا وقایعی متمرکزند؟ در میان خود کُردها در ایران چه نوع گفتمان یا گفتمانهایی بر مطالعات کُردشناسی غلبه دارند؟ در نهایت، کدام جریانات اجتماعی و سیاسی در شکلگیری و تداوم مطالعات کُردشناسی در ایران نقش داشتهاند؟ قطعاً پاسخ دادن به این پرسشها به تنهایی در توان این مقاله نیست، بلکه هدف اصلی مرور مطالعات و تا حد امکان طرح مسئله است. نویسندگان تأکید دارند که این مطالعه یک بررسی تحلیل گفتمانی، گفتمانشناسی سیاسی یا حتی نقد و بررسی آثار منتشرشده در مطالعات کُردی نیست، بلکه بیش از هر چیز ارائۀ نمایی کلی از مطالعات کُردشناختی در کُردستان ایران است که در صورت نیاز گاه به تم اصلی برخی از این مطالعات اشارهای اجمالی شده و در چارچوب چنین نمایی گریزهایی محتاطانه به گفتمانهای حاکم و جهتگیریهای آنها نیز زده است.[3]
دورۀ زمانی بررسی این مقاله از قرن نوزدهم تاکنون را شامل میشود. این مهم مستلزم بذل توجه به آثاری است که از سوی نویسندگان کُرد و غیرکُرد داخل و خارج ایران با هر نوع گرایش فکری نوشته شدهاند. همچنین، ناگزیر از مرور آثاری است که به خامۀ نویسندگان غربی نوشته شده و در ایران یا خارج از ایران به زبان کُردی یا فارسی ترجمه شدهاند. حتی گاه به مطالعاتی اشاره شده است که نویسندگان کُرد و غیرکُرد ایران به زبان انگلیسی نوشته و به فارسی یا کُردی ترجمه شدهاند.[4] منابع مورد استفاده در این مقاله طیف گستردهای را در بر می گیرد، از مطالعات منتشرشده به صورت کتاب، پژوهش های صورت گرفته از سوی برخی سازمانهای دولتی، پژوهش های دانشگاهی در قالب پایاننامه و رساله های کارشناسی ارشد و دکتری، مقالات منتشرشده در مجلات محلی و سراسری کُردستان ایران پیرامون کُردها و کُردستان و نهایتاً پژوهش هایی که برخی محققان بومی بنا بر علایق و گرایش های فکری به صورت شخصی انجام داده اند. در پایان باید به این نکته بسیار مهم اشاره کرد که مطالعۀ حاضر صرفاً به آثار نویسندگان به اصطلاح سرشناس نمی پردازد، بلکه مطالعاتی را نیز در بر می گیرد که نویسندگان کمتر شناخته شده، به ویژه نسل جدید محققان کُردشناس در ایران، انجام داده اند. نویسندگان مقاله بر این باورند که اهمیت و اتصال نظری و عملی عمیق این دست از مطالعات را در فضای فرهنگی و اجتماعی کُردستان ایران نمیتوان نادیده گرفت. در ادامه، ضمن نگاهی اجمالی به مطالعات کُردشناسی، بر مطالعات کُردشناسی در ایران تمرکز خواهد شد.
زمینۀ عمومی مطالعات کُردشناسی
مطالعات موجود در مورد کُردها و کُردستان در کشورهای مختلف و به زبان های گوناگون از تنوع بسیاری برخوردار است. به این تنوع میتوان از چند زاویه نگریست. نخست، به لحاظ جغرافیای مورد مطالعۀ کُردستان (کشورهای ترکیه، ایران، سوریه و عراق،)؛ دوم، از حیث موضوع مورد مطالعه در کُردستان (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی)؛ و سوم، از بعد هستی شناختی مطالعات کُردی یعنی اینکه چه کسی در مورد چه جایی/ چه چیزی/ چه کسی و چگونه می نویسد؟ به عبارت دیگر اینکه نویسندگان غیرکُرد ساکن ایران (کُرد، فارس، ترک، عرب و غیره) یا نویسندگان غربی چه چیزی دربارۀ کُردها و با چه رویکردی مینویسند.
مطالعات قابل توجهی از سوی نویسندگان و محققان کُردزبان و غیرکُردزبان -برای مثال محققان غربی، ترک، فارس و عرب- دربارۀ کُردها به طور کلی و کُردهای ساکن در هر یک از کشورهای ایران، ترکیه، سوریه و عراق به طور خاص صورت گرفته است. یکی از بهترین آثار مروری را در این باره برویینسن فراهم آورده است.[5] او در مقاله ای با عنوان ”مطالعات کُردی در اروپای غربی و مرکزی“ به تفصیل مطالعاتی را که محققان، دیپلمات ها و مؤسسات پژوهشی اروپایی دربارۀ کُردها انجام داده اند آورده است. از دید وی، بسیاری از مطالعات مربوط به کُردها حاصل حضور سیاسی و نظامی دیپلماتها یا سفرای کشورهای اروپایی و روسیه همچون نیکیتین،[6] ادمونز،[7] مینورسکی،[8] ریچ،[9] نوئل،[10] در مناطق مختلف کُردستان بوده است.[11] با این حال، قبل از برویینسن چند نفر از نویسندگان کُرد کتابی با عنوان مقدمهای بر کُردشناسی در اروپا به چاپ رساندند که جریان مطالعات کُردشناختی را در آن ترسیم کرده اند.[12] از این نگاه، برخی دیگر از مطالعات کُردشناختی نیز محصول مطالعات میدانی یا غیرمیدانی محققان دانشگاهی همچون برویینسن،[13] گونتر،[14] بلاو،[15] مان،[16] رندال،[17] بارث،[18] ایگلتون،[19] چالیاند،[20] کوچرا،[21] کینگ ([22])، ناتالی،[23] و مکداوال[24] است که اغلب به صورت کتاب منتشر شده اند. به علاوه، شماری نیز به قلم محققان کُرد، اعم از کُردهای ایران و کُردهای سایر کشورهای منطقه و کُردهای ساکن در غرب، به نگارش درآمدهاند که از آن جمله میتوان به بدلیسی،[25] قاسملو،[26] ولی،[27] یاسمی،[28] نوریپاشا،[29] توحدی،[30] بوزارسلان،[31] مدنی،[32] سردشتی،[33] محمدپور،[34] وریا قانع،[35] شیخالاسلامی،[36] گادانی،[37] حسنپور،[38] یلدز،[39] ایزدی،[40] بابان،[41] کابان،[42] خیاطی،[43] کعبی،[44] کندال،[45] وانلی،[46] کریمی،[47] برزویی،[48] اوجالان،[49] الیاسی،[50] متین،[51] خدیو،[52] نهبهز،[53] ابریشمی،[54] قادری،[55] امینپور،[56] و ولدبیگی[57] اشاره کرد.
مواردی را هم میتوان یافت که حاصل تحقیقات نویسندگان غیرکُرد در ایران، ترکیه یا عراق بوده است. برای مثال، میتوان از شمیم همدانی،[58] انتصار،[59] اوزغلو،[60] جبار،[61] گونَز،[62] احمدی،[63] کوهیکمالی،[64] جلاییپور،[65] و محمودی[66] نام برد. بسته به اینکه این مطالعات را چه کسانی صورت داده باشند، نوع رویکرد به کُردها و جهتگیری آنها در قبال مسایل کُردستان، شیوۀ بازنمایی و تمرکز مطالعۀ آنها تفاوت دارد. این مطالعات از حیث موضوع طیف گستردهای را از تاریخ و سیاست تا زبان و ادبیات، زندگی و ناسیونالیسم در غربت را پوشش میدهد. در این میان، کُردستان ایران در برخی از این مطالعات یا اصولاً مورد توجه نبوده است، برای مثال در مطالعۀ ادمونز و رندال، یا برخی پژوهشگران بخشی از کار خود را به کُردستان ایران اختصاص داده اند، برای نمونه کینان[67] یا مک داوال، یا مشخصاً به کُردهای ایران پرداخته اند، نظیر ولی و کوهی کمالی و سردشتی.
مطالعات مربوط به کُردستان ایران را می توان با عطف به موقعیت جغرافیایی نویسندگان نیز دسته بندی کرد. برای نمونه، نویسندگان و صاحبنظرانی چون قاسملو، ولی، خیاطی، الیاسی، متین، خدیو و مدنی از کُردستان ایران برخاستهاند. با این حال، همۀ آنان لزوماً بر این بخش از کُردستان متمرکز نشدهاند. برای نمونه، قاسملو با رویکرد مارکسیستی کلاسیک بر کلیت کُردستان، متین با رویکرد چپ جدید بر کُردستان سوریه و ترکیه، و عباس ولی در مطالعات اخیر خود بیشتر بر کُردستان ایران متمرکز شدهاند. از بُعد موضوعی میتوان مطالعات مربوط به کُردستان ایران را به نوعی مشخصتر تقسیمبندی کرد. برای مثال، در آرشیو مطالعات کُردشناسیِ کُردستان ایران منابع بسیار ارزشمندی در حوزههای تاریخی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زبان و فرهنگنویسی، موسیقی، اتو/بیوگرافی، آرشیونگاری، رمان و ادبیات، مطالعات جمعیتی و مونوگرافی وجود دارد. در این مقاله نیز عمدتاً به این نوع تقسیمبندی توجه شده است. شیوۀ دیگر تقسیمبندی، معیار گفتمانشناسی مطالعات کُردی است. برای مثال، مطالعاتی که در چارچوب گفتمان ناسیونالیسم کُردی یا گفتمان ناسیونالیسم فارسی-ایرانی صورت گرفتهاند.[68] علیرغم تمرکز این مقاله بر گونهشناسی موضوعی، اشاراتی به حوزۀ گفتمانشناسی نیز خواهد شد. نهایتاً اینکه مطالعات کُردشناسی را در ایران میتوان به لحاظ بستر جغرافیایی و موضوع مطالعه نیز دستهبندی کرد. یعنی کُردها در مطالعات خود کدام حوزههای جغرافیایی را به مثابه کُردستان مد نظر داشتهاند و غیرکُردها چطور؟ در ادامۀ مقاله تلاش خواهد شد هر یک از موضوعات فوق بررسی شوند.
مطالعات تاریخی/ سیاسی کُردشناختی
مطالعات تاریخی و سیاسی کُردستان از هم غیر قابل تفکیکاند، زیرا بخش اعظم آنچه به عنوان تاریخ کُردستان تا به حال نگاشته شده تا حد زیادی تحولات و رخدادهای سیاسی و از جمله مبارزات کُردها و فراز و نشیبهای آن را در برگرفته است. در حقیقت، مباحث تاریخی-سیاسی در کُردستان چنان بر فضای مطالعات کُردشناسی غلبه دارد که مطالعات تاریخ اجتماعی را به حاشیه رانده است. در این باره میتوان شرفنامه، اثر شرفخان بدلیسی،[69] را اولین اثر مدونی دانست که به تشریح تاریخ کُردها بر اساس روایات اسطورهای و تاریخی موجود میپردازد. این کتاب که در قرن شانزدهم میلادی نوشته شده، علاوه بر ذکر روایات اسطورهای موجود دربارۀ ریشۀ کُردها، تماماً به ثبت اسامی ایلات و طوایف بزرگ و کوچک کُرد ساکن در امپراتوری عثمانی و صفوی اختصاص دارد، به گونهای که میتوان آن را تاریخ حکومتهای محلی کُردستان و رخدادهای چندین قرن آنها دانست. بدلیسی رخدادهای سیاسی و نظامی و در مواردی اندک نیز زندگی اجتماعی کُردها را با دقت تمام ذکر کرده است. شرفنامه نخستین اثری است که به شکل مدون اقدام به نوعی هویتسازی اجتماعی، سیاسی و جغرافیایی برای کُردها کرده است.
از میان دیگر آثار پیشگام میتوان به حدیقۀ ناصریه و مرآت الظفر و عشایر و ایلات و طوایف کُرد،[70] تحفۀ ناصریه،[71] زبده التواریخ سنندجی،[72] لب التواریخ،[73] حدیقۀ اماناللهی،[74] سیر الاکراد،[75] تاریخ سلاطین اورامان،[76] و تاریخ اردلان[77] اشاره کرد. برای نمونه، حدیقۀ ناصریه و مرآت الظفر علاوه بر اینکه به ذکر جغرافیای طبیعی کُردستان میپردازد، تاریخچۀ حاکمان اردلان و نیز حاکمان غیرمحلی این منطقه را در قرن دوازدهم هجری قمری بیان میکند. کتاب لب التواریخ نیز، که در سال 1249ق نگاشته شده، رویدادهای سیاسی حاکمان اردلان را به خوبی گزارش کرده است.
در قرن نوزدهم نوشتههای دیگری دربارۀ کُردستان پا به عرصۀ وجود نهادند که از آن میان میتوان به سفرنامۀ ریچ در سال 1820م اشاره کرد که در آن از مناطق کردنشین امپراتوری عثمانی و بخشهایی از کُردستان امپراتوری صفوی دیدن کرده است.[78] ریچ در این سفرنامه وقایع سیاسی و اجتماعی شهر سلیمانیه و مناطق پیرامون آن و نیز کُردستان ایران را با تأکید بر سنندج روایت میکند. نوشتههایی از این دست به تدریج شکل جامعتری به خود گرفتند. شکل بسیار مدون آن را میتوان در آثار واسیلی نیکیتین مشاهده کرد که مدتی در مقام دیپلمات روسیه در ارومیه ساکن بود و در کتاب خود به نام کُرد و کُردستان به بررسی جامعهشناختی کُردستان و کُردها و از جمله کُردهای ایران پرداخته است.[79]
کتاب زبدۀ تاریخ کُردستان اثر امین زکی بگ، نویسندۀ کُرد و صاحبمنصب در دوران امپراتوری عثمانی و رژیم تازهتأسیس عراق، از جمله آثار جامعی است که دربارۀ تاریخ کُردها نوشته شده است.[80] او با جستجو در آرشیو اسناد موجود در دربار و کتابخانههای عثمانی درصدد واکاوی خاستگاههای تاریخی کُردها بود. بر همین اساس، هدف خود را بررسی ریشههای اسطورهای و تاریخی مکتوب کُردها و ویژگیهای فرهنگی آنها قرار داد. این کتاب، که به زبان فارسی نیز ترجمه شده، جزو آثار مرجع در ایران و از این رو حائز اهمیت است. کُرد و پیوستگی نژادی، اثر رشید یاسمی، از جمله آثار مهم دیگری است که در ایران دورۀ پهلوی اول نوشته شده است.[81] این اثر مشخصاً به موضوع کُردها با محور قرار دادن پیشینۀ نژادی آنها اختصاص دارد. گویا این اثر به تدبیر رژیم پهلوی برای مقابله با کتاب زکی بگ نوشته شده است. یاسمی در درون گفتمان عموماً ایرانگرا-فارسگرای آن دوره سعی داشت نه تنها پیشینۀ نژادی کُردها را با تکیه بر اسناد و منابع به اثبات برساند، بلکه شبهات ناشی از مبارزات کُردها را نیز برطرف سازد.[82]
در قرن بیستم، مطالعات تاریخی-سیاسی دربارۀ کُردها شتابی فزاینده گرفت که بیشتر آنها به نوعی به کُردستان ایران نیز پرداختهاند. بیشتر این آثار را نویسندگان غربی نوشتهاند که سپس به زبان فارسی درآمدهاند و از آن جمله میتوان به آثار کینان، کوچرا،[83] نیکیتین،[84] مکداوال،[85] کینان،[86] و ایگلتون[87] اشاره کرد.[88] آثار مذکور به زبانهای کُردی و فارسی ترجمه شدهاند. از همین رو، علیرغم اینکه نویسندگان غربی آنها را نوشتهاند، میتوانند چونان منابعی ارزشمند برای بازخوانی تاریخ و سیاست کُردها -از جمله کُردهای ایران- مد نظر قرار گیرند. جز اثر نیکیتین -که جامعهشناختی/ مردمشناختیتر به نظر میرسد- دیگر مطالعات بیشتر تمرکز خود را بر رخدادهای سیاسی قبل از انقلاب اسلامی ایران قرار دادهاند و به ندرت میتوان وقایع دوران پس از انقلاب در کُردستان و سیاستهای دولت را در آن منطقه یافت. محور عمدۀ این دست از مطالعات بررسی جنبشهای اسماعیل آقا سمکو (1910-1929م) و پس از آن، بهویژه تشکیل جمهوری مهاباد در سال 1946م، است. ایگلتون یکی از جامعترین آثار را در خصوص جمهوری کُردستان به نگارش درآورده است. کوچرا نیز به تفصیل به جنبش سمکو و جمهوری مهاباد پرداخته است. در اکثر آثار ترجمهشده در خصوص کُردستان ایران بُعد وقایعنگاری رخدادها بسیار برجسته بوده و سیمای روشنی از وقایع آن دوره در کُردستان ایران عرضه شده است. بازنمایی وقایع کُردستان ایران در این آثار تا حدودی منطق و رهیافت مشابهی را دنبال میکند. این آثار هم به ابعاد سنتی و عشیرهای جنبشهای کُردستان پرداختهاند و هم حمایت یا مداخلات نیروهای خارجی و از جمله حمایت شوروی از جمهوری کُردستان را به تصویر کشیدهاند که خود بر دگردیسی تفکرات ناسیونالیستی و هویتطلبانه در کُردستان ایران سایه افکنده بود. در این میان، کتاب تاریخ معاصر کُرد، اثر مکداوال، علاوه بر وقایع کُردستان موکریان[89] به رخدادهای سیاسی و نظامی در بخشهایی دیگری از کُردستان ایران مانند کرمانشاه نیز پرداخته است. این همان چیزی است که در دیگر منابع غربیان به ندرت مشاهده میشود. تأکید آثار فوق بر جنبشهای کُردی قبل از 1357ش/1979م از سویی و خوانش فراز و فرودهای جنبش کُردی در سایر بخشهای کُردستان، یعنی در عراق و ترکیه، از سویی دیگر احتمالاً از جمله دلایل چاپ مکرر این آثار در ایران است.[90]
علاوه بر آثار نویسندگان غربی در خصوص تاریخ و سیاست کُردها و کُردستان ایران، برخی آثار را نیز کُردها و غیرکُردهای داخل و خارج از ایران نوشتهاند. این آثار به وقایع سیاسی و نظامی کُردستان قبل از انقلاب اسلامی و در مواردی پس از آن میپردازند. از آن جمله میتوان به آثار نویسندگان غیرکُرد همچون زربخت،[91] جلاییپور،[92] ارفع،[93] رامتین،[94] احمدی،[95] بیات،[96] رزمآرا،[97] و فیروزی[98] اشاره کرد.
برخی از این نویسندگان، جنبشهای سیاسی و نظامی کُردها و اندیشههای مؤثر بر آنها را نقد و بررسی کردهاند. برای نمونه، احمدی در بخشی از کتاب قومیت و قومیتگرایی در ایران مسایل قرن اخیر کُردستان و تفکرات و داعیههای ناسیونالیستی توأم با آنها را در ایران شرح داده است. او وقایع مذکور و تفکرات حامی آنها را از سویی حاصل فعالیت نخبگان -و نه عامۀ مردم- و از سوی دیگر تأثیر نیروهای خارجی دانسته است. بدین ترتیب، وجود قومیتگرایی را در ایران و به تبع آن کُردستان نفی میکند. جلاییپور نیز در کتاب فراز و فرودهای جنبش کُردی با بررسی تحولات جنبشهای سیاسی در کُردستان، ضمن تلاش برای نقد ناسیونالیسم قومی بر تقویت ناسیونالیسم مدنی در ایران تأکید دارد.[99] در مقابل، بیات در مقالۀ ”حق و ناحق مسائل قومی در ایران،“ ضمن تشریح اصول مطالباتی که با نام مطالبات قومی در ایران مطرح شده، تلاش کرده است آن بُعدی را که بیشتر رنگ و بوی قومی دارد(زبان) را از سایر ابعاد (خواستههای توسعه، برابری و رفع تبعیض) تفکیک کند و با تأکید بر پیشینۀ تاریخی کُردها در ایران، ماهیت متفاوت اوضاع آنان در ایران را در مقایسه با موجودیتشان در ترکیه و عراق روشن سازد راهحلهای ممکن برای رویارویی با آن را تشریح کند. در جریان چنین تبیینی، بیات رویکردی را به نقد میکشد که در آن بر سلطۀ تاریخی فارسها و ناروا بودن سلطۀ زبانی آنها بر کل اقوام ایران اشاره دارد.
شایان ذکر است که مطالعات مرتبط با کُردهای ایران وجهی بینالمللی نیز دارد.[100] برای مثال، بیات در کتاب شورش کُردهای ترکیه و تأثیر آن بر روابط خارجی ایران، 1307-1311مبارزات کُردهای ترکیه و تأثیر آن را بر سیاست خارجی ایران به تصویر کشیده است. او در کتاب مذکور سیاست خارجی دولتهای ایران و ترکیه در قبال یکدیگر را با توجه به متغیر کُردها و مبارزات آنها در ترکیه بررسی میکند و نتیجه میگیرد که پس از جنگ اول جهانی و به دنبال شورش آرارات، اختلاف ایران و ترکیه بر سر خطوط مرزی همچنان ادامه یافت و دولت ترکیه برای اولینبار دیگر نتوانست از نیروی کُردها برای تعارض با ایران استفاده کند. در مقابل، ایران برای نخستینبار سیاست حمایت ضمنی از شورشیان کُرد ترکیه را اتخاذ کرد. آثار رزمآرا و رامتین نیز از شماری وقایع نظیر غلبۀ ارتش رضاخان بر تحرکات سیاسی و نظامی مناطق کُردنشین یاد کردهاند.
در همین زمینه، کوهی کمالی نیز در اثر خود تحت عنوان توسعۀ سیاسی در کُردستان ایران وقایع قیام سمکو، جمهوری 1946 مهاباد و وقایع پس از انقلاب را بازنگری و بررسی میکند.[101] به نظر او، قیام سمکو به لحاظ عملکرد ماهیتی غارتگرانه و عشیرهای داشت، اما متأثر از شرایط اجتماعی و سیاسی جنبشهای منطقه رنگ و بویی ناسیونالیستی نیز پیدا کرد. کوهی کمالی جمهوری مهاباد را علیرغم تمامی کاستیهای آن نخستین جنبش ناسیونالیست مدرن کُردی و دستاوردی مهم برای رشد و توسعۀ جنبش استقلالطلبانۀ کُردها در کشورهای ترکیه و عراق میداند. از دید او، جمهوری مهاباد تصویری تاریخی از کُردها را در قالب ملتی واحد پیشِ رو گذاشت.
کُردهای داخل و خارج ایران نیز آثار قابلتوجهی در حوزۀ سیاست و و تاریخ کُردستان ایران به زبانهای انگلیسی، کُردی و فارسی به رشته تحریر درآوردهاند. برای نمونه، از میان این نویسندگان میتوان به ولی، مدنی، یاسمی، سردشتی، برزویی، داوودی،[102] ابریشمی، محمدپور،[103] خوشحالی،[104] سیف قاضی،[105] و قانعی فرد[106] اشاره کرد. نوشتههای ولی، که به زبان انگلیسی تدوین و در مواردی اندک به زبانهای کُردی و فارسی ترجمه شدهاند، از اثرگذارترین و جدیترین آثار به شمار میروند. کتاب کُردها و دولت در ایران به بررسی مکانیزم ساخت هویت کُردی در قرن بیستم در ایران اختصاص دارد.[107] او در این کتاب شرایط بعد از انقلاب مشروطه و بهویژه زمان روی کار آمدن رضاخان و نحوۀ تعامل وی با کُردها در کُردستان را بررسی و خاطرنشان کرده است که این تعامل مبتنی بر مکانیزم ”دیگریسازی“ برای تثبیت جایگاه ”خودِ“ فارسی و تثبیت حاکمیت دولت-ملت جدید بوده است. این مطالعه به نوعی در امتداد مطالعۀ پیشین او با عنوان ”کُردها و دیگریهایشان“ است که در آن به ساخت هویتهای تکهپاره در مناطق مختلف کُردستان و سیاستهای مجزا و متفاوت دولتها با کُردها پرداخته بود.[108] از ویژگیهای برجستۀ آثار ولی این است که به دور از رویکرد تاریخنگارانه و پرهیز از ذکر وقایع صرف، سعی در شناخت گفتمانهای غالب و تعینکننده در ظهور هویت جدید و جنبشهای سیاسی در کُردستان ایران دارد. ولی در مطالعۀ دیگری تحت عنوان ”تبارشناسی کُردها: ساخت ملت و هویت ملی در نوشتههای کُردی،“[109]که در کتاب مقالاتی در ریشههای ناسیونالیسم کُردی[110] منتشر شده، ضمن بررسی فرآیند هویتسازی در کُردستان بهطور کلی شیوۀ ساخت این هویت را در قرن بیستم در کُردستان ایران مد نظر قرار داده است.
برزویی در کتاب وضعیت سیاسی کُردستان بهطور خاص جنبش سمکو و جمهوری کُردستان را تحلیل میکند. در این کتاب، نویسنده از یکسو سعی در برجسته کردن بُعد عشیرهای و غارتگری شورش سمکو داشته و بر اساس اسناد و شواهد موجود لایههای مختلف این وقایع را کنکاش میکند و از سوی دیگر، با بررسی تأسیس جمهوری مهاباد در سال 1946 تلاش میکند سهم عناصر و نیروهای خارجی، بهویژه شوروی سابق، را بر شکلگیری و فروپاشی آن برجسته کرده و ماهیت خودجوش و ناسیونالیستی آن را کماهمیت جلوه دهد.
اثر یاسین سردشتی دربارۀ کُردهای ایران از جمله کارهای مفصل دیگری است که به مطالعۀ کُردستان ایران اختصاص دارد.[111] او که از کُردهای عراق است، در این اثر شرح مفصلی از جنبش سمکو و تأسیس جمهوری مهاباد به دست داده است. آنچه از استدلال اصلی این اثر میتوان استنباط کرد این است که جنبشهای مذکور علیرغم موانع و کاستیهای گوناگون جنبشهایی عدالتطلبانه بوده و شایستۀ تقدیر و تداوماند.کتاب کُرد و استراتژی دولتها، نوشتۀ سعید مدنی،[112] از جمله آثار دیگری است که به زبان کُردی در دو جلد سیاستها و استراتژیهای بلندمدت و کوتاهمدت دولتهای ایران، ترکیه، عراق و سوریه و نیز کشورهای دیگر را نسبت به مسئلۀ کُرد واکاوی میکند. در این کتاب نویسنده سعی کرده از سیاستهای این کشورها در قبال کُردها پرده بردارد. نگاه نویسنده به کُردستان و کُردها نگاهی است ملیگرایانه که بر مطالبات کُردها برای تعیین سرنوشت تأکید دارد. از بین آثار عرفان قانعی فرد، کتاب پس از شصت سال از جمله آثاری است که به خاطرات جلال طالبانی، از رهبران مبارزات کُردها در عراق و رئیس جمهور عراق، میپردازد. این کتاب گرچه به زندگی طالبانی اختصاص دارد، در عمل مباحث مربوط به تاریخ معاصر ایران را نیز در برگرفته است و در ضمن، عملکرد برخی از رهبران جنبش کُردی در عراق از جمله ملامصطفی بارزانی را به شدت نقد میکند. در همین زمینه، کتاب تندباد حوادث نیز، که به خاطرات عیسی پژمان پرداخته است، به نوعی تلاش آشکاری برای نشان دادن نقش حکومت پهلوی و بهویژه ساواک در جنبش ملامصطفی بارزانی و بهطور کلی کُردهای عراق است.
با این همه، مطالعات کُردها در ایران فقط به آثار مطرحشده محدود نمیشود. بخشی از مطالعات جامع و هدفمند مربوط به حوزۀ تاریخ-سیاست کُردستان در مجلات منتشره در داخل و خارج مناطق کُردستان ایران عرضه شدهاند. از جمله، مجلات تخصصی در حوزۀ علوم انسانی و اجتماعی در کُردستان ایران میتوان به مجلات رۆژەڤ،[113] زرێبار،[114] ژیوار،[115] نویسا، و ڕاڤە[116] اشاره کرد که به دو زبان کُردی و فارسی به چاپ رسیدهاند. در این مجلات اگرچه مطالعاتی در حوزههایی غیر از سیاست و تاریخ نیز منتشر شده، اما در آنها گفتمان سیاسی و مطالعات سیاسی-تاریخی غلبه دارد. بخشی از این مطالعات مبتنی بر ترجمۀ آثاری است که در خارج از کُردستان به زبان انگلیسی نوشته شدهاند. این مطالعات ممکن است در خصوص کُردستان ایران باشد یا دیگر بخشهای کُردستان. شواهد نشان میدهد که مطالعات ترجمهشده بیشتر معطوف به سایر بخشهای کُردستان است. برخی از این مطالعات به اختصار در پی میآیند.[117]
مجلۀ رۆژەڤ یکی از مجلات مهم دهۀ اخیر در کُردستان ایران است. این مجله که از اواسط دهۀ 1380 در کُردستان ایران از سوی شماری از دانشآموختگان علوم انسانی چاپ و منتشر شد، غالباً در درون گفتمان ناسیونالیستی کُردی به شکلی معتدل و انتقادی هم به جامعۀ کُردستان و هم به دولتهای حاکم بر کُردستانها میپردازد. حوزۀ سیاست در این مجله وزن بیشتری دارد و علاوه بر موضوعات مرتبط با کُردستان ایران، موضوعات مربوط به کُردستان عراق و ترکیه و سوریه را نیز مطرح میکند. برخی از پروندههای تخصصی این مجله عبارتاند از ”تاریخ سیاسی معاصر کُردستان“[118] ”دمکراسی و سیستمهای عدم تمرکز“[119] و ”مشارکت سیاسی کُردها.“
از دیگر مجلات تأثیرگذار در مناطق کُردنشین میتوان به مجلۀ زرێبار اشاره کرد که بیش از یک دهه با رویکردی انتقادی و پژوهشی موضوعات گوناگون جامعۀ کُردستان را به صورت پروندههای تخصصی واکاوی میکند. هیئت تحریریۀ این مجله را غالباً دانشآموختگان جامعهشناسی تشکیل میدهند. برای درک بهتر جایگاه موضوعی آن میتوان به برخی پروندههای منتشرۀ آن اشاره کرد: ”جهانیشدن و مسئلۀ ملیتها،“ ”دموکراسی و جامعۀ مدنی،“ ”ادبیات و فرهنگ،“ ”جنبشهای اجتماعی نوین،“ ”جنبشهای اسلامی در کُردستان،“ ”مطالعات پسااستعماری،“ ”ایلام و کرمانشاه،“ ”سرمایۀ اجتماعی،“ ”شعر معاصر کُردستان،“ ”ادبیات داستانی کُردستان،“ ”مدرنیته،“ ”زبان و جامعه،“ ”زبان کُردی و فرهنگنویسی،“ ”نالی،“[120] ”تاریخنگاری کُردستان،“ ”رسانۀ کُردی،“ ”سیاست در کُردستان“ و ”داعش و داعشیسم.“ مقالات این مجله علاوه بر اینکه به مباحث مذکور در کُردستان در هر چهار کشور ترکیه و ایران و سوریه و عراق پرداختهاند، در بسیاری موارد بهطور خاص بر مسایل جامعۀ کُردستان ایران نیز متمرکزند.[121] بررسی دقیقتر این مجله روش میسازد که این مجله رویکردی انتقادی در قبال جامعۀ کُردستان و دولتهای حاکم بر آن اتخاذ کرده است. بخش فراوانی از این مجله را ترجمۀ پژوهشهایی تشکیل میدهد که در سایر کشورها، بهویژه کشورهای اروپایی، دربارۀ کُردها صورت گرفته است. از همین رو، آثار متعددی را در خصوص کُردستان عراق، ترکیه و سوریه شامل میشود. همچنین، در میان مقالات تألیفی این مجله موارد متعددی را میتوان یافت که بر کُردستان عراق، ترکیه و سوریه متمرکز بودهاند.
یکی دیگر از مجلاتی که در مناطق کُردنشین ایران از دهۀ 1390 منتشر میشود و با رویکردی انتقادی و چپ به مسائل کُردستان ایران و سایر بخشهای کُردستان میپردازد، مجلۀ ژیوار است. بیشتر اعضای هیئت تحریریۀ این مجله را دانشآموختگان حقوق و علوم سیاسی تشکیل میدهند. این مجله در بیشتر شمارههای خود بر مسایلی چون سیاست، هویت و زبان مادری و فلسفۀ سیاسی تمرکز دارد. گرچه این مجله به اندازۀ زریبار مطالعات موردی دربارۀ جامعه کُردستان منتشر نمیکند، اما مطالعات نظری آن مستقیماً با مسائل جامعۀ کُردستان مرتبط است. این مجله رسالت خود را ”بسط تفکر مفهومی در حوزۀ علوم انسانی“ با هدف ”درک توانمندیها و قابلیتهای فکری و عملی خود در نیل به جامعۀ آزادتر و اخلاقیتر“[122] قرار داده است.[123]
نویسا و ڕاڤە دو مجله مهم دیگرند که کانون کازیوه، از نهادهای دانشجویان کُرد در دانشگاه تهران، آن را از نیمۀ اول دهۀ 1380 منتشر میکرد. این مجلات تکزبانه بوده و صرفاً به فارسی منتشر میشدند. در پی توقیف ڕاڤە، کادر نویسندگان آن مجلۀ نویسا را تحت نظر همان کانون راهاندازی کردند. این مجلات به موضوع جامعۀ کُردستان بهطور عام علاقهمند بود و ابعاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن را بررسی میکرد و در مواردی خاص نیز به مسایل کُردستان ایران میپرداخت. هدف ڕاڤە تحلیل مسایل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کُردستان بود، اما از عناوین و موضوعات انتخابشدۀ آن میتوان فهمید که بیشتر جهتگیری سیاسی داشت. به عبارت دیگر، سعی داشت موضوعات را از دو بعد نظری و انضمامی تحت پوشش قرار دهد و در عین حال از نظر جغرافیایی نیز خود را به کُردهای ایران محدود نمیکرد. از این رو، شمارۀ دوم خود را به کُردستان ایران و شمارۀ سوم خود را به کُردستان عراق و ترکیه اختصاص داد.[124] نویسا نیز پروندههایی تحت عنوان ”ناسیونالیسم در کُردستان 1 و 2،“ ”ادبیات معاصر کردی“ و ”فمینیسم/ زن کُرد“ منتشرکرد. لازم به ذکر است که شمار زیادی از نوشتههای این مجله نیز آثار ترجمهای بود.[125]
مجلۀ چشمانداز ایران، که نشریهای سراسری است، نیز از جمله مجلاتی برشمرده میشود که توجه به مسایل کُردستان ایران را در سه شماره در دستور کار خود داشته است. مجلۀ مذکور بهویژه در سه شماره ویژهنامه هایی با عنوان ”کُردستان همیشه قابل کشف“ (در زمستان 1382، پاییز 1384، زمستان 1387) منتشر کرد. تأکید اصلی این نشریه بر بازخوانی وقایع و رویدادهای سیاسی کُردستان ایران در قرن بیستم و به ویژه در دوران پس از انقلاب اسلامی بود. این مجله به شکلی کاملاً انتقادی و با تأکید بر بازگویی خاطره و تحلیل دستاندکاران دوران پس از انقلاب در کُردستان و نیز با تأکید بر منابع و اسناد آرشیوی سعی در ساختارشکنی روایتهای ناسیونالیستی موجود از کُردستان و رویدادهای سیاسی کُردستان از جمله جنبش سمکو، جمهوری مهاباد و وقایع بعد از انقلاب در کُردستان داشت. گفتوگوها و یادداشتهای تحلیلی آن بیشتر در درون گفتمان ناسیونالسیم ایرانی می گنجد. از سوی دیگر، تلاش بسیاری برای شکستن تصویر کاریزماتیک برخی از شخصیتهای سیاسی کُردستان در آن صورت گرفت. در این نوع خوانش، احسان هوشمند در مقام یک نویسندۀ اصالتاً کُرد که در حوزۀ پژوهشهای قومی فعال است، نقشی بسیار پررنگ و تأثیرگذار داشت و سعی کرد اسناد و مدارکی به منظور تحقق خوانش مورد نظر مجله فراهم سازد. تلاش عمدۀ این مجله اثبات پیوستگی تاریخی کُردها به بدنۀ ایران است. تهی سازی رویدادها و شخصیتهای تاریخی معاصر کُردستان از دیگر اهداف مد نظر این نشریه بود. در حقیقت، این سلسله مباحث به مثابه نوعی ”مطالعۀ شرقشناسانه از کُردستان بود.“[126] لازم به ذکر است که برخی از مقالات این مجله در شمارۀ دوم آن نقد و بررسی تحلیلهای شماره های قبل بود که غالباً نویسندگان کُرد مطرح کرده بودند. این نوع نگاه در مجلات دیگر نیز نظیر مجلۀ گفتگو: ویژه نامه کُرد و کُردستان تقریباً با همین کادر نویسندگان دنبال شد. در پروندۀ این مجله نیز سعی بر آن بود که جامعۀ کُردستان چونان جامعه ای دارای گسست های فرهنگی و زبانی به تصویر کشیده شود که به هیچ وجه نمیتواند مفهوم یک ملت یا قوم واحد را حفظ کند. علاوه بر این، سعی داشت به خوانش برخی موضوعات از قبیل دوم خرداد و کُردستان یا شاخصهای توسعه در این منطقه بپردازد. این فصلنامه در ویژهنامه ای دیگر، مختص کرمانشاه، نوعی تمایل به تأکید بر هویت ایرانی کرمانشاه، مسکوت گذاشتن ”کُردستانی بودن“ کرمانشاه و طرح زبان پارسی کرمانشاهی مشاهده میشود.[127]
نهایتاً اینکه در حوزۀ مطالعات تاریخی-سیاسی کُردستان نباید از این نکتۀ مهم غافل بود که آثار متعددی نیز از سوی احزاب و گروههای سیاسی کُردی در طول سالیان پس از خروج از کردستان ایران منتشر شده که آنها نیز به نوعی جوانبی از حیات سیاسی و تاریخی معاصر این منطقه را بازنمایی کرده اند.[128]
مطالعات اجتماعی کُردشناختی
مطالعات اجتماعی کُردشناختی بیشتر از سوی دانش آموختگان رشته های علوم اجتماعی در کمتر از دو دهۀ اخیر صورت گرفته است که شماری از آنها به صورت کتاب در دسترس اند. این دسته از مطالعات را میتوان در چند مقوله تقسیم بندی کرد: نخست، مطالعاتی که با محوریت توسعه و تغییرات اجتماعی در کُردستان ایران انجام شدهاند.[129] این مطالعات سعی داشته اند ضمن بررسی فرایند مدرنیزاسیون در کُردستان به جوانب توسعه ای و تأثیرات آن بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی اعم از سبک زندگی، دین، هویت، ساختار اجتماعی و فرهنگی و مانند اینها بپردازند. رویکرد نظری غالب این مطالعات نظریات مدرنیزاسیون بوده و در اغلب آنها از روشهای میدانی انسان شناختی استفاده شده است.
دوم، مطالعات اجتماعی که به حوزۀ هویت در کُردستان توجه کرده اند.[130] هدف عمدۀ این مطالعات تبیین تغییرات ناشی از مدرنیزاسیون و تأثیر آن بر هویت فردی و اجتماعی، مخصوصاً بر زنان و جوانان، بوده است. همچنین، این مطالعات بر وضعیت هویت قومی و ملی در ایران نیز بسیار تأکید داشتهاند و درصدد شناخت میزان گرایش به هویتهای قومی در مقابل هویت ملی بودهاند. شماری از این مطالعات به بررسی هویت قومی در فضای مجازی نیز پرداختهاند. شاید بتوان گفت این مطالعات به نوعی در صدد سنجش و بررسی میزان گرایش یا فاصلۀ گروههای مختلف جامعه به/از هویت کُردی از سویی و فهم نحوۀ تأثیرگذاری تغییرات چند دهۀ اخیر بر این هویت از سوی دیگر بودهاند. لازم به ذکر است که مطالعات متعددی نیز در زمینۀ هویت دینی و گروههای دینی مختلف در کُردستان صورت گرفته است.[131]
سوم، مطالعات جمعیت شناختی اند که غالباً با رویکرد اثباتی اجرا شده اند و بر حوزۀ خانواده و پویایی های جمعیتی آن مانند زاد و ولد، ازدواج و طلاق، مرگ و میر تمرکز دارند.[132] با افزایش تعداد دانش آموختگان رشته های جمعیت شناسی در دهۀ 1380ش بر تعداد مطالعات این حوزه در کُردستان افزوده شد. مطالعات جمعیتی انجام گرفته در کُردستان که بخش اعظم آن را موضوع زاد و ولد در خود کُردستان یا پدیدۀ مرگ و میر در مقایسه با سایر اقوام تشکیل داده، توانسته است فتح بابی برای گسترش مطالعات جمعیتی در کُردستان باشد.[133] در این دسته از مطالعات به شکلی خاص بر عامل قومیت تأکید شده است؛ بهویژه در مطالعاتی که حالت مقایسهای داشته و تلاش شده است تا شرایط دموگرافیک و رفتارهای جمعیتشناختی خانوادههای کُرد را با سایر اقوام از جمله ترکها مقایسه کند و از درون این مقایسه بر عنصر نابرابری و تبعیضات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نسبت به کُردها تأکید شود.
چهارم، مطالعات حوزۀ جنسیت و زنان است که به شکل عمده با مطالعۀ برخی آسیبهای اجتماعی پنهان زنان آغاز شد که از آن میان میتوان به کتاب تراژدی تن: خشونت علیه زنان اشاره کرد که هدف آن بررسی موضوع ختنه کردن زنان کُرد در ایران است.[134] این مطالعه به نوعی نقد درون اجتماعی و درون قومی بر جامعۀ کُردستان محسوب میشود. کتاب زن کُرد نیز از جمله کتابهایی است که سعی در طرح خوانشی عاملیتمحور از زنان کُرد دارد. این کتاب، همانگونه که از عنوانش پیداست، در صدد تلفیق امر جنسیتی زن با واقعیت قومیتی وی در کُردستان است و سعی در بازتعریف جایگاه زنان کُرد دارد.[135] در حوزۀ زنان مطالعاتی هم پیرامون بازنمایی فرهنگی زنان در ادبیات کُردی و صورتبندی هویتی زنان معاصر انجام شده است که در آنها موضوع هویت زنان مورد توجه است.[136] خودکشی زنان کُرد در استان ایلام از جمله موضوعات دیگر در همین حوزه است که پژوهشهای بسیاری دربارۀ آن صورت گرفته است. دلیل این توجه افزایش معضل خودسوزی زنان در این منطقه از کُردستان است.[137] علاوه بر این، پژوهشهایی نیز در خصوص زنان کُرد با رویکرد جمعیتشناختی اجرا شده که در آنها بر میزان استقلال زنان کُرد در دخالت در امر تولید مثل و تعداد فرزندان یا استفاده از وسیلههای پیشگیری از باروری تأکید شده است.[138]
پنجم، تکنگاریهایند. این دسته از مطالعات مونوگرافیها یا تکنگاریهاییاند که به بررسی موردی برخی موضوعات، مکانها یا رویدادها در کُردستان توجه کردهاند. برای نمونه، میتوان از جامعهشناسی تاریخی کرمانشاه،[139] مونوگرافی سقز،[140] فرهنگ روستاهای مهاباد،[141] نگاهی به تاریخ مهاباد،[142] سنهنامه،[143] سلسلۀ والیان لرستان،[144] پیشینۀ ورزش در کُردستان: سقز،[145] اخبار کُردستان به روایت روزنامههای دولت علیۀ ایران وقایع اتفاقیه و ایران،[146] تاریخ آموزش و پرورش کُردستان،[147] ایلات و عشایر کُردستان،[148] کُرد و پراکندگی آن در گسترۀ ایرانزمین،[149] گزیدهای از اسناد کُردستان،[150] تاریخ ماکو،[151] ارومیه اشنویه و رواندز،[152] و کُرد در اسناد بریتانیا[153] نام برد. بسیاری از این آثار تلاش کردهاند به اتکای دادههای آرشیوی و اسناد گذشته به بازسازی فرهنگ و تواریخ متفاوت کُردستان بپردازند.
نهایتاً اینکه اگر محتاطانه بتوانیم مطالعات حقوقی را نیز دراین حوزه بگنجانیم، باید به این نکته اذعان کرد که مطالعات کُردشناسی حقوقی نیز به تدریج در حال ظهور است. این مطالعات مستقیم و غیرمستقیم به ابعادی از جامعۀ کُردستان از جمله حقوق اقلیتها، حقوق زبانی، حمایت بینالملل و حقوق بشر پرداختهاند.[154]
مطالعات حوزۀ فرهنگ
مطالعاتی که در حوزۀ فرهنگ کُردستان ایران انجام شدهاند بیشتر معطوف به زبان و ادبیات و تا حدودی معطوف به میراث فرهنگی و هنرند. این مطالعات شامل رُمان و داستان کوتاه کُردی، شعر کُردی، ترجمۀ اشعار کُردی به فارسی، نقد و بررسی شعر کُردی، زبانشناسی و فرهنگنویسی میشوند.
در زمینۀ ادبیات داستانی باید به رمانها و داستانهایی اشاره کرد که نویسندگان کُرد و غیرکُرد دربارۀ کُردها یا کُردستان نوشتهاند. برخی از رمانها را نویسندگان فارس نوشتهاند، مانند کلیدر که وقایع و شخصیتهای آن به کُردهای خراسان تعلق دارد.[155] از سوی دیگر، رمانهایی را هم رماننویسهای کُرد به زبان فارسی با بنمایه هایی در خصوص جامعۀ کُردستان نوشته اند، نظیر شوهر آهوخانم،[156] گورستان غریبان،[157] و سالهای ابری.[158] رمانهایی نیز از زبان کُردی به فارسی ترجمه شده اند، از جمله آخرین انار دنیا.[159] همچنین، رُمان و مجموعه داستانهای کوتاه زیادی نیز به زبان کُردی در کُردستان ایران به چاپ رسیدهاند که از آن جمله میتوان به آثار شیربیگی، نهایی، قوامی، بناگر، هدایتی، کاکه سوری، غلامعلی، هدایتی و نعمت پور اشاره کرد.[160] در همین حوزه نباید از رشد آثار مربوط به ادبیات کودکان نیز غافل بود که در قالب داستان و شعر به زبان کُردی منتشر شده اند. در حوزۀ نقد و بررسی رُمان کُردی نیز آثاری منتشر شده اند.[161] در حوزۀ شعر کُردی هم می توان به کتابهایی در حوزۀ علم بیان و شعر نو کُردی اشاره کرد.[162] در همین حوزه، مطالعات نویسندگان کُرد و غیرکُرد داخل و خارج پیرامون شاهنامۀ کُردی و اشعار آیین یارسان در دست است.[163]
دربارۀ فرهنگنویسی و لغتنامه نویسی کُردی نیز آثار متعددی در کردستان ایران به چاپ رسیده است. این لغتنامه ها دو زبانه یا سه زبانه اند (کُردی ـ فارسی؛ انگلیسیـ کُردی ـ فارسی؛ فارسی ـ کُردی). از آن میان میتوان به لغتنامG کُردی ـ فارسی هه نبانه بورینه،[164] فرهنگ فارسی به کُردی دانشگاه کُردستان،[165] و فرهنگ انگلیسی ـ کُردی ـ فارسی کُردستانیکا[166] اشاره کرد. برخی لغتنامه ها نیز به لهجه های خاصی از زبان کُردی تعلق دارند، نظیر فرهنگ گروس،[167] فرهنگ کُردی کرمانشاهی کُردی ـ فارسی،[168] فرهنگ جیبی کُردی بیجاری ـ فارسی.[169] جدای از موارد فوق، فرهنگهای کُردی دیگری نیز در ایران و در کُردستان به چاپ رسیده اند. از مجموع تقریباً 250 لغتنامه و فرهنگ که تاکنون در حوزۀ زبان کُردی منتشر شده، بیش از 62 اثر در ایران چاپ شدهاند.[170] این رقم علاوه بر مواردی است که محققان کُرد ایرانی در خارج از ایران و از جمله در کُردستان عراق به چاپ رساندهاند. از سال 1379ش، در ایران تعداد زیادی لغتنامه و فرهنگ کُردی گردآوری شده است. در این میان شاهد نگارش لغتنامههای تخصصی علمی در حوزههای علوم سیاسی و اجتماعی و حتی علوم طبیعی و سنتی و دینی هستیم. برای نمونه میتوان به فرهنگ اصطلاحات علوم سیاسی،[171] فرهنگ اصطلاحات فلسفه علوم اجتماعی،[172] فرهنگ گیاهان دارویی کُردستان: کُردی ـ فارسی[173] اشاره کرد. همچنین، اشکال جدیدی از آثار فرهنگی همچون فرهنگهای مربوط به ادبیات شفاهی، زنان، کودکان، اجزای لباس و پوشاک کُردی، و مجموعههایی در حوزۀ آثار فولکلور همچون ضربالمثلها و داستانهای عامیانه ظهور کردهاند.[174] در همین حوزه، یکی دیگر از زمینههای مطالعاتی که اخیراً و از سال 1394 آغاز شده مطالعاتی است که در زمینۀ نسخ خطی مربوط به مناطق کُردنشین صورت میگیرد. این مجموعه آثار در فصلنامهای تخصصی تحت عنوان کشکول چاپ و منتشر میشوند.[175]
لازم به ذکر است که بخش عظیمی از مطالعات حوزۀ فرهنگ که در کُردستان ایران انجام میشود در نشریات تخصصی و غیرتخصصی به چاپ میرسند. از جمله نشریات فعال در چند دهۀ اخیر در این حوزه میتوان به مجلات سروه، ئاوێنە، چرۆ، دهق، پژوهشهای زاگرس، ژیلوان، مهاباد، زمانهوان، هایا و زرێبار اشاره کرد.[176] در اینجا لازم است با تأکیدی ویژه بر نقش دو مجلۀ سروه و ئاوێنە در حوزۀ مطالعات کُردی اشاره کرد. این مجلات در برهۀ خاصی از زمان (دهۀ 1360ش) به چاپ میرسیدند که کتاب و نشریات کُردی در فضای عمومی جامعۀ کُردستان کمیاب بود. در این مجلات شخصیتهایی همچون محمدامین شیخالاسلامی (ھێمن)، از شاعران و نویسندگان نامدار کُرد، فعالیت داشتند. این مجلات به نوبۀ خود نقشی ماندگار در آموزش زبان کُردی، اشاعۀ ادبیات کلاسیک و نو کُردی و زبانشناسی داشتند. در کُردستان ایران مطالعات متعددی نیز پیرامون زبانشناسی کُردی انجام شده است که در آنها دستور زبان کُردی با لهجههای گوناگون یا مباحث تخصصی زبانشناسی کُردی مطرح شدهاند. این مباحث به صورت پراکنده در بسیاری از مجلات کُردی چاپ شدهاند، اما در مجلۀ زمانهوان به شکلی تخصصیتر به این موضوع پرداخته شده است.[177]
حوزۀ هنر از دیگر حوزههای فرهنگی است که امروزه در کُردستان آثار متعددی درباره آن منتشر میشود. آثار این بخش بر موسیقی، نقاشی، تئاتر و سینما متمرکزند. در سه دهۀ اخیر کتابهای متعددی با موضوع موسیقی و سازهای کُردی در مناطق کُردنشین به چاپ رسیدهاند.[178] در این کتابها سعی شده از سویی تاریخچۀ موسیقی کُردی با تأکید بر اصالت آن بررسی و از سویی دیگر، آلات موسیقی مختص این مناطق شناسایی و معرفی شود. این مطالعات، همچون بسیاری از مطالعات دیگر، با هدف هویتسازی در عرصههای غیرسیاسی و از جمله هنر موسیقی صورت گرفتهاند. در حوزۀ نقاشی، خوشنویسی و تئاتر و تحلیل سینمای کُردی نیز شاهد انتشار تدریجی آثار مختلف با بنمایههای کُردی هستیم.[179]
شاید بتوان بیوگرافیها را نیز بخشی از مطالعات عرصۀ فرهنگی قلمداد کرد. این بیوگرافیها را برخی از شخصیتهای مطرح کُرد اعم از سیاسی و غیرسیاسی به زبان کُردی و فارسی نوشتهاند و هر یک به نوعی، علاوه بر تشریح زندگی فردی و اجتماعی نگارنده، به تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعۀ کُردستان و حتی مبارزات سیاسی فعلان حزبی نیز پرداختهاند.[180]
نهایتاً اینکه در عرصۀ فرهنگی مطالعات کُردشناسی نباید از نقش برخی نهادهای پژوهشی غافل ماند. از جمله این نهادها مرکز پژوهشهای کُردستانشناسی دانشگاه کُردستان،[181] انستیتو کُردستان در تهران،[182] و مرکز تحقیقات کُردستانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی سنندج[183] است. در مرکز کُردستانشناسی دانشگاه کُردستان پژوهشها و سمینارهای متعددی برگزار شده که از جمله این پژوهشها و آثار میتوان به تدوین فرهنگ فارسی –کُردی دانشگاه کُردستان اشاره کرد.
زمینۀ جغرافیایی-موضوعی مطالعات کُردشناسی در ایران
منظور از زمینۀ جغرافیایی-موضوعی مطالعات کُردی در ایران این است که مطالعات مذکور بیشتر در چه قلمرو جغرافیایی و موضوعی انجام شدهاند. مرور مطالعات انجامشده در ایران در خصوص کُردستان ایران نشان میدهد که به لحاظ جغرافیایی بیشترین مطالعات با موضوعیت کُرد، کُردستان، قومیت، مبارزۀ سیاسی و توسعه دربارۀ استان کُردستان و مناطق کُردنشین استان آذربایجان غربی انجام شدهاند. در استانهای ایلام و کرمانشاه مطالعاتی از این دست نسبتاً کمتر صورت گرفته است. در این دو استان کُردنشین، مطالعات علمی معطوف به کُردستان بیشتر در حوزههای باستانشناسی و بهویژه استان ایلام، فرهنگ روزمره، زمینشناسی، گیاهشناسی بومی، بهداشت و سلامت اجرا شدهاند. برخی مطالعات مربوط به زنان کُرد را، که پیشتر بیان شدند، محققانی از استان کرمانشاه انجام دادهاند. در مقایسۀ استان کرمانشاه و ایلام باید گفت که مطالعات در حوزۀ اجتماعی و فرهنگی در استان ایلام بیشتر از کرمانشاه است. در استان ایلام بررسی موضوعات و مسایل حاد اجتماعی، از جمله خودکشی و خودسوزی، از موارد محوری بودهاند.
در ایران، علاوه بر کُردهای ساکن در مناطق کُردستان، جمعیت زیادی از کُردها در مناطقی از خراسان شمالی و رضوی زندگی میکنند که ناشی از مهاجرتهای تاریخی دوران صفویه و افشاریه است. آنها را کُردهای کرمانج نیز مینامند. در خصوص این دسته از کُردها مطالعات نسبتاً کمتری از سوی نویسندگان کُرد و غیرکُرد انجام شده است. مطالعات انجامشده دربارۀ این حوزۀ جغرافیایی کُردنشین بیشتر در بُعد تاریخ و فرهنگ و با تأکید بر زبان و آداب و رسوم بوده است.[184]
حوزۀ مطالعاتی نویسندگان، به ویژه نویسندگان کُردستان ایران در داخل و خارج از ایران، صرفاً به کُردستان ایران ختم نمیشود. همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد، شماری از مطالعات تاریخی-سیاسی که در ایران دربارۀ کُردستان انجام شده عملاً معطوف به کُردها در سایر کشورهاست. برخی از نویسندگان کُرد ایران که در خارج از ایران سکونت دارند نیز مطالعات خود را نه تنها بر بخش کُردستان ایران، بلکه بر بخشهای دیگر کُردستان و از جمله کُردستان سوریه، ترکیه یا کُردهای ساکن در دیاسپورا متمرکز کردهاند.[185] این امر میتواند ناشی از چند عامل باشد: نخست، اهمیت موضوع کُرد و کُردستان در سایر کشورها از جمله عراق و سوریه برای سیاست های جمهوری اسلامی ایران و نتیجتاً پذیرش ترجمۀ آثار یا اجرای پژوهشهایی در این زمینه در ایران؛ دوم، رویکرد فکری برخی از نویسندگان کُرد بیشتر با وضعیت سیاسی و مبارزاتی کنونی کُردها در کشورهایی همچون ترکیه و سوریه -غلبۀ مبارزات چپگرا- تطابق دارد؛ سوم، جایگاه بینالمللی بخشهایی از کُردستان همچون کُردستان عراق، سوریه و ترکیه که به لحاظ بینالمللی در کانون مباحث خاورمیانه قرار گرفتهاند با وضعیت کُردستان ایران همسان نیست و از همین رو از نظر برخی نویسندهها بیشتر شایستۀ مطالعه است.
همین پدیده را در مطالعات کُردشناسی داخل ایران نیز میتوان مشاهده کرد. چنان که گفته شد، بسیاری از مطالعات نویسندگان کُرد ایران در داخل ایران در خصوص کُردستان بیشتر بر استان کُردستان و بخش جنوب غربی استان آذربایجان غربی متمرکز است. ظاهراً هیچ یک از محققان کُرد مطالعهای جامع در خصوص کُردستان ایران به معنای عام، یعنی استانهای آذربایجان غربی، کُردستان، ایلام و کرمانشاه و نیز دربارۀ کُردهای ایران که شامل کُردهای خراسان هم باشد، صورت ندادهاند. به همین علت نقطۀ ثقل مطالعات کُردی در ایران، یعنی مطالعاتی که شاخصۀ کُردی بودن موضوع در آن برجسته باشد و عملاً از واژۀ ”کُرد“ یا ”کُردستان“ در آنها استفاده شده باشد، بر مناطق محدودی متمرکز بوده است. همین امر برای نویسندگان غیرکُرد و کُرد فعال در گفتمانهای ناسیونالیسم ایرانی-فارسی و ناسیونالیسم کُردی داخل و خارج ایران و حتی نویسندگان غربی نیز اتفاق افتاده است. آنان نیز تعریف جغرافیایی و موضوعی خاصی از کُردستان در مطالعاتشان دارند. برای مثال، مطالعۀ کُردشناسی در کارهای نویسندگان غیرکُردی همچون احمدی، جلاییپور و انتصار بیشتر بر نیمۀ کُردنشین استان آذربایجان غربی و استان کُردستان و بر موضوع تاریخ و سیاست معاصر متمرکز بوده است. این دسته از نویسندگان مطالعاتی در خصوص استانهای کرمانشاه و ایلام به عنوان بخشی از کُردستان ایران انجام نداده یا توجهی به آن نداشتهاند و یا شاید اصولاً این مناطق را به عنوان بخشی از کُردستان تلقی نکردهاند. در این میان میتوان از یک استثنا نام برد و آن مجموعه مقالاتی است که در پروندۀ ویژهای تحت عنوان ”ایلام و کرماشان“ در سال 1385 در زریبار منتشر شد و در آن استان کرمانشاه و ایلام به منزلۀ بخشهایی از کُردستان ایران مطالعه شدند. در پایان باید به این نکتۀ مهم اشاره کرد که تمرکز نویسندگان و پژوهشگران بر بخشهایی از جغرافیای کُردستان تا حد زیادی به نوع تلقی آنها از جغرافیای کُردستان برمیگردد. نویسندگان غیرکُرد در ایران ممکن است صرفاً استان کُردستان و بخشهای جنوبی و غربی آذربایجان غربی را کُردستان تلقی کنند، اما نویسندگان کُرد در ایران ممکن است تصور و تلقی وسیعتری از کُردستان داشته باشند و از همین رو به بخشهای دیگر کُردستان در ایران، عراق یا ترکیه روی آورده باشند.
برآیند و نتیجه گیری
مقالۀ حاضر تلاش کرد تا حد امکان به صورتی همه جانبه مطالعات کُردشناسی در ایران را مرور کند و در عین حال اذعان دارد که در ایران رشتۀ دانشگاهی خاصی با عنوان کُردشناسی وجود ندارد و نهادهایی که با این عنوان وجود دارند دو مرکز کردستانشناسی در استان کُردستان و یک انستیتو در تهران است. در این مقاله اصطلاح ”کُردشناسی در ایران“ برای همۀ مطالعاتی به کار رفته است که نویسندگان کُرد در تمام بخشهای کُردستان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و سوریه و نویسندگان غیرکُرد ایرانی و غربی نوشتهاند. به این منظور تلاش شد نه صرفاً به کتابها، بلکه تا حد امکان به مجلات محلی، سراسری و بینالمللی به زبانهای کُردی، فارسی و انگلیسی نیز توجه شود. همچنین، سعی شد محتوای بسیاری از این مطالعات -تا آنجا که در دسترس بودند- مرور شود تا در صورت امکان نوع بازنماییهای کُرد و کُردستان در طیفهای گوناگون مشخص شود. بیشک، در اینجا طرح هیچ گونهشناسی گفتمانی به صورت قاطع در خصوص این مطالعات ممکن نبود، چرا که چنین امری مستلزم کار و پژوهش بیشتر و فراتر از این مقاله است. با این حال، نتایج حاصل از این مطالعه را میتوان در چند زمینه خلاصه کرد.
- مطالعات کُردشناختی موجود در ایران از یک سو مدیون پژوهشگران دانشگاهی، محققان غیردانشگاهی کُرد و غیرکُرد، روزنامهنگاران، ناشران پیشرو و فعالان سیاسی در داخل و خارج از ایران است و از سوی دیگر، مدیون آثار چاپشده در غرب و ترجمهشده در داخل و خارج از ایران به زبانهای فارسی و کُردی. از همین رو، نباید از نقش مهم مترجمان در رشد این مطالعات غافل بود.
- در ایران، چاپ و انتشار آثار ترجمهای دربارۀ کُردهای دیگر کشورهای عراق و سوریه و ترکیه فراوان است. همچنین، انتشار آثار تألیفی دربارۀ کُردهای ایران که با گفتمان حاکم همخوانی داشته باشد بلامانع است. بیشتر آثار این حوزه خاطرات مربوط به وقایع و رخدادها، اسناد شخصیتهای سیاسی کُرد و بهویژه شخصیتهای سیاسی کُرد قبل از انقلاب اسلامی ایران و شخصیتهای سیاسی سایر بخشهای کُردستان را شامل میشود.
- قبض و بسط مطالعات سیاسی در خصوص کُردها و کُردستان ایران ارتباط تنگاتنگی با رویکردهای سیاسی دولتها داشته است. بازخوانی کُردستان پس از انقلاب اسلامی ایران در کتابها، خاطرات و مطبوعات سراسری معتبر و تخصصی، آن هم به اشکالی که در مقاله به آن اشاره شد، بیشک بدون موافقت دستگاههای نظارتی و امنیتی صورت نمیگیرد.
- اگر بیشتر مطالعات کُردشناختی نویسندگان غربی حاصل حضور دیپلماتیک، سیاسی و نظامی آنها در کُردستان در کشورهای ترکیه/عثمانی، عراق، سوریه و ایران بوده است، دقیقاً شمار قابلتوجهی از آثار موجود دربارۀ کُردستان ایران را که نویسندگان ایرانی غیرکُرد نوشتهاند نیز به دست فرماندهان نظامی و نمایندگان دولت در کُردستان ایران نوشته شدهاند. نگاهی به سه شمارۀ نشریۀ چشمانداز ایران مؤید این ادعا است و دقیقاً نشاندهندۀ حضور همان نگاه شرقشناسانه در میان نویسندگان غیرکُرد ایرانی نسبت به کُردستان.
- آثاری که نویسندگان غیرکُرد داخل و خارج از ایران در خصوص کُردهای ایران نوشتهاند بیشتر در حوزههای تاریخ و سیاست معاصر میگنجد؛ یعنی کُردستان و کُرد به مثابه سوژهای عمدتاً سیاسی-تاریخی. این توجه همواره در پیوند با جایگاه سوژۀ مذکور در گفتمان دولتهای حاکم ایران بوده است. مطالعاتی که نویسندگان کُرد داخل ایران و تا حدودی در خارج از ایران نوشتهاند، نه صرفاً بر حوزۀ تاریخ و سیاست، بلکه بر حوزههای دیگر اجتماع و فرهنگ، هنر و حتی محیط زیست و منابع طبیعی را متمرکز بوده است. به عبارت دیگر، از نظر نویسندگان کُرد، کُردستان و کُرد نباید صرفاً چونان سوژهای سیاسی مشاهده شوند. بر این اساس، چنانچه از دادههای این مقاله برمیآید، در دهۀ اخیر مباحث و موضوعات جدیدی به حوزۀ مطالعات کُردشناسی در ایران افزوده شده است.
- رشد مطالعات کُردشناسی در ایران تا حد زیادی مدیون رشد قشر دانشآموختگان کُرد در داخل و خارج از کُردستان است. نگاهی به حجم آثار منتشرشده، بهویژه در مجلات، گواه این مدعاست.
- در آثاری که دربارۀ کُردستان ایران نوشته شدهند، میتوان صداهای متفاوتی شنید: صدای کُردهایی که در داخل ایران در حوزههای مختلف با رویکرد ناسیونالیسم کُردی نوشتهاند، صدای کُردهایی که در داخل ایران در درون گفتمان ناسیونالیسم ایرانی قلم زدهاند، صدای احزاب سیاسی کُردی و نهایتاً صدای مطالعات غیرسیاسی داخل کُردستان ایران.
- مطالعات کُردشناختی وسیعی در حوزۀ زبان و ادبیات کُردی ظهورکرده است. این وضعیت را میتوان در شمار روزافزون مجموعه فرهنگهای لغت، داستانهای کوتاه، رُمان، ادبیات کودکان، آثار فولکلور و ادبیات شفاهی مشاهده کرد. این حوزه همچنین شامل فرهنگنویسی نیز میشود. قابل توجه اینکه بخش فراوانی از این مطالعات را پژوهشگرانی صورت دادهاند که صرفاً بر حسب علایق شخصی -و البته تعهد اجتماعی- وارد عمل شدهاند. مسلماً با تأسیس رشتۀ دانشگاهی زبان و ادبیات کُردی در دانشگاه کُردستان امید گسترش هرچه بیشتر این حوزه وجود دارد. توجه روزافزون محافل روشنفکری به اهمیت تدریس و آموزش به زبان مادری و اهمیت چایگاه آن در ساخت هویت ملی یا قومی نقش قابل توجهی در رشد این حوزه از مطالعات کُردشناسی داشته است.
- در خلال دو دهۀ اخیر در کُردستان ایران شاهد مطالعاتی هستیم که فارغ از مفاهیم غالب در گفتمانهای سیاسی/تاریخی از پیش موجود، سعی در مطالعۀ واقعیات اجتماعی، جمعیتی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و تاریخی-باستانی کُردستان دارند. این دسته از مطالعات از این رو خاص به نظر میرسند که در بسیاری موارد بنیانی علمی و دانشگاهی دارند. در این خصوص، آثاری چاپ و منتشر میشود که تا حد زیادی مستقیماً در صدد رویارویی با نیازها و ضرورتهای امروز جامعۀ کُردستاناند. این دسته از آثار خارج از گفتمانهای سیاسی و هویتی مرسوم مرتبط با کُردها قرار گرفته و در صدد شناخت کُردها در مقام ”شهروند“ و کُردستان به مثابه ”جامعه“ یا ”فرهنگ“ در کلیت آناند. این دسته از مطالعات مسایل و مشکلات متعارف فرد کُرد را در جامعۀ کنونی کُردستان به منزلۀ مسایل شهروندی یا مرتبط با جامعۀ مدنی به تصویر میکشند. اینکه این گفتمان چه نامی خواهد داشت چندان اهمیت ندارد، مهم آن است که جریان نظری جدیدی در مطالعات جامعۀ کُردستان ایران بروز کرده که در آن کُردستان چونان جامعه ای مشابه سایر اجتماعات با مختصات فرهنگی، اقتصادی حقوقی و اجتماعی خاص خود تعریف میشود.
- نهایتاً اینکه اگر زمانی کُردها به صورت ”دیگری“ مطالعه میشدند، امروز شاهد تبدیل این ”دیگری“ به محقق هستیم. به عبارت دیگر، امروزه بسیاری از مطالعات کُردشناختی را خود کُردها صورت میدهند. در چنین وضعیتی، شاهد برونرفت از گفتمان صرفاً سیاسی و تاریخی و رویآوری به مطالعات مرتبط سایر نهادهای اجتماعی در کُردستان هستیم.
نویسندگان: احمد محمدپور و مهدی رضائی
منبع: فصلنامه ایران نامگ شماره 4 سال1395



