عبدالرحمان شرفکندی، مشهور به هژار موکریانی، فقط یک شاعر نبود؛ او مترجم، فرهنگنویس و پژوهشگری بود که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف حفظ، گسترش و توانمندکردن زبان کوردی کرد. آثاری که از او بهجا مانده، هنوز از منابع مهم ادبی و زبانی کوردی به شمار میروند.، فرهنگ «هەنبانە بۆرینە»، ترجمه «مەم و زین» و ترجمه کامل قانون ابنسینا از مهمترین آثار او هستند.
عبدالرحمان شرفکندی با تخلص «هژار» در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در مهاباد و در خانوادهای اهل دانش و آموزش دینی متولد شد. پدرش، ملا محمد شرفکندی، از عالمان منطقه بود و در آموزش علوم دینی به زبان کوردی نقش داشت. هژار از کودکی با ادبیات کلاسیک، متون دینی، زبان عربی و شعر کوردی آشنا شد؛ اما دشواریهای زندگی و مرگ زودهنگام پدر، او را ناچار کرد بخشی از تحصیلات رسمی خود را کنار بگذارد و مسئولیت خانواده را بر عهده بگیرد.
انتخاب نام «هژار»
واژه «هژار» در زبان کوردی به معنای فقیر، تهیدست و محروم است. شرفکندی این نام را بهعنوان تخلص ادبی خود انتخاب کرد؛ نامی که با نگاه اجتماعی و محتوای بسیاری از شعرهایش پیوند داشت.
شعر هژار بیش از آنکه در خدمت آرایش واژهها باشد، زبان بیان رنج، محرومیت، ناآگاهی و آرزوهای مردم بود. او میخواست شعر برای عموم مردم قابلفهم باشد؛ به همین دلیل زبانش اغلب ساده، صریح و نزدیک به گفتار روزمره بود. در آثارش، علاوه بر انتقاد از ستم و نابرابری، بر مسئولیت جامعه در مقابله با اختلاف، تعصب و ناآگاهی نیز تأکید میکرد.
شاعر، مترجم و فرهنگنویس
هژار را نمیتوان تنها در قالب یک شاعر شناخت. بخش مهمی از جایگاه فرهنگی او به فعالیتهای گستردهاش در ترجمه، پژوهش زبانی و فرهنگنویسی مربوط است.
یکی از مهمترین آثار او «هەنبانە بۆرینە» است؛ فرهنگی کوردیبهکوردی و فارسی که مجموعه گستردهای از واژهها، اصطلاحات و صورتهای گوناگون زبان کوردی را در بر میگیرد. هژار در گردآوری این فرهنگ، تنها به گویش مکریانی اکتفا نکرد و از واژهها و ترکیبهای رایج در گویشها و مناطق مختلف استفاده کرد. این رویکرد نشان میدهد که او زبان را وسیلهای برای نزدیکترشدن بخشهای مختلف جامعه کورد میدانست.
هژار همچنین اثر مشهور «مەم و زین» نوشته احمد خانی را از کوردی کرمانجی به کوردی سورانی برگرداند. این ترجمه امکان آشنایی شمار بیشتری از خوانندگان سورانیزبان را با یکی از مهمترین آثار کلاسیک ادبیات کوردی فراهم کرد.
ترجمه شرفنامه بدلیسی، ترجمه منظوم رباعیات خیام به کوردی، ترجمه قرآن به کوردی، شرح دیوان ملای جزیری و ترجمه آثار دیگری از فارسی و عربی، از جمله فعالیتهای گسترده او به شمار میروند.
ترجمه قانون ابنسینا
یکی از برجستهترین کارهای هژار، ترجمه کتاب «قانون در طب» ابنسینا از عربی به فارسی است. دانشنامه ایرانیکا از این اثر بهعنوان نخستین ترجمه کامل فارسیِ کتاب قانون یاد کرده است.
انجام چنین ترجمهای تنها به دانستن دو زبان محدود نمیشد؛ مترجم باید با اصطلاحات پزشکی، فلسفی و علمی نیز آشنایی عمیقی میداشت. این اثر نشان میدهد که توانایی هژار از قلمرو شعر و ادبیات فراتر رفته و حوزههای علمی و تاریخی را نیز در بر میگرفته است.
ادبیات بهعنوان مسئولیت اجتماعی
هژار به نقش اجتماعی هنر و ادبیات باور داشت. از نگاه او، شاعر نباید نسبت به زندگی مردم، بیعدالتی، فقر و ناآگاهی بیتفاوت باشد. نخستین مجموعه شعرش با عنوان «ئالەکۆک» در دهه ۱۳۲۰ منتشر شد و پس از آن آثاری مانند «بۆ کوردستان» جایگاه او را بهعنوان یکی از صداهای اثرگذار شعر معاصر کوردی تثبیت کردند.
زندگی هژار با مهاجرت، فعالیت فرهنگی و فرازونشیبهای سیاسی همراه بود. او مدتی در عراق، سوریه و لبنان زندگی کرد و در بغداد با نهادهای فرهنگی و ادبی کوردی همکاری داشت. پس از بازگشت به ایران، در کرج اقامت گزید و بخش عمده وقت خود را به تألیف، ترجمه و پژوهش اختصاص داد.
میراثی فراتر از یک نسل
هژار موکریانی در دوم اسفند ۱۳۶۹ درگذشت و پیکرش در مهاباد به خاک سپرده شد. بااینحال، میراث او تنها در کتابها و دیوانهای شعر خلاصه نمیشود.
او نشان داد که زبان کوردی میتواند هم زبان شعر و روایت باشد، هم زبان پژوهش، فرهنگنویسی، ترجمه متون علمی و بازآفرینی آثار کلاسیک. تلاش او برای گردآوری واژهها و انتقال آثار میان گویشها و زبانهای مختلف، پلی میان نسلها و بخشهای گوناگون فرهنگ کوردی ایجاد کرد.
نام هژار امروز یادآور نویسندهای است که قلم را نه برای شهرت، بلکه برای زنده نگهداشتن زبان، فرهنگ و حافظه جمعی مردم خود به کار گرفت.



